حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

98

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

يعنى : اگر او را يارى نمىكنيد خدا او را يارى كرد هنگاميكه كافران او را بيرون كردند ، هنگاميكه با يكنفر همراه بود ، هنگاميكه در غار بودند و به رفيق خود گفت غم مخور خدا با ماست و خدا آرامش خويش را بر او نازل كرد او را به سپاهيان نامرئى كمك داد و گفتار كافران را پست كرد . گفتار خدا بلند است و خدا عزيز است و حكيم . وقتى مردم قريش دانستند كه محمد ص از مكه به قصد مهاجرت مدينه بيرون شده براى كسى كه نشانى او را بياورد يا او را تسليم كند صد شتر جايزه معين كردند راه از مكه تا مدينه محمد و ابو بكر سه روز در غار بودند و پس از آن بيرون شدند و راه مدينه را پيش گرفتند . بگفتهء جغرافىشناسان عرب راه مكه تا مدينه بسيار سخت و جانكاه است و مسافر در آن آب و گياه نمىبيند . از مكه بمدينه دو راه هست يكى راه شرقى كه محاذى سرزمين نجد است و ديگرى راه عربى روبروى ساحل درياى سرخ راهنماى محمد و ابو بكر آنها را از راه دوم برد اما هميشه در خط راه نميرفتند و غالبا از بيم برخورد با كسانى كه بطمع جايزه قريش در تعقيبشان بودند از اينسوى و آنسوى راه ميرفتند ابن هشام دربارهء راهى كه پيغمبر از غار تا مدينه پيمود . چنين ميگويد : عبد الله ابن اريقط آنها را به طرف پائين مكه برد سپس بجانب ساحل حركت كردند تا زير عسقان رسيدند كه تا مكه سى و شش ميل فاصله دارد ، سپس آنها را بسوى امج برد و از آنجا تا به قديد رفتند سپس از خرار گذشتند . خرار دره‌ايست در نيمهء راه ميان مكه و مدينه سپس بسوى جداجد رفتند كه در سرزمينى سخت و ناهموار است ، از آنجا به عرج رسيدند سپس در وادى عقيق نزديك مدينه فرود آمدند و روز دوازدهم ماه ربيع الاول به قبا رسيدند . چهار روز در آن جا ماندند تا على به آنها رسيد على پس از حركت محمد امانت‌هائى را كه مردم قريش بنزد وى داشتند پس داد راه مدينه گرفت تا در قبا به محمد رسيد ، از آن پس محمد قبا را ترك كرد و به سوى مدينه عزيمت